همین فردا بود

يک

نمی دانم چرا ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا من این وبلاگ را دیر به روز کنم. از آسمان دارد کار سرم می بارد و دانشگاه هم مثل اینکه قسم خورده است این ترم رس من را بکشد. وقتی هم که می خواهی شعر بگویی استرس کارهای عقب افتاده نمی گذارد که حتی فکر کنی. دلم می خواست این پست را جور دیگری شروع می کردم یا حداقل جور دیگری تمام می کردم اما همه اش همین است: یک خبر فوری و یک شعر لخت!

یک خبر فوری

ترم جدید کلاسهای ادبیات پست مدرن هم شروع شد. سه شنبه ها دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی ساعت دوازده کلاس دوازده. آدرس از این سر راست تر نمی شود. انشاالله پانزدهم اسفند اولین جلسه را برگزار می کنیم وبعد از آن هم روند کلاسها همان است که گفتم. برای کسانیکه ترم قبل در کلاس نبوده اند باید بگویم که ما الان دقیقا اول ادبیات پست مدرن هستیم و من این ترم یک راست می روم سر اصل مطلب. بحثهای این ترم ما شامل تاریخچه ادبیات پست مدرن در شعر، داستان و رمان خواهد بود و البته در خلال آن روی مهمترین نویسندگان و مهمترین آثار این نویسندگان هم سعی می کنیم که توضیح و نقد ارائه کنیم. در لا به لای این مباحث هم تا جاییکه تعداد جلسات ما اجازه بدهد در مورد نظریات تاثیر گذار بر شکل گیری ادبیات پست مدرن صحبت خواهیم کرد همچنین اگر باز هم وقت اجازه بدهد از ادبیات پست مدرن ایران و ادبیات پست پست مدرن هم بحث می کنیم.

شرکت در کلاس مثل سابق رایگان است و اگر به اطلاعات بیشتری احتیاج داشتید می توانید به اتاق شماره 206 واقع در ساختمان شماره دوی دانشکده ادبیات رجوع کنید. در ضمن یک اشتباهی که خیلی ها ترم قبل کرده بودند این بود که به دانشکده قدیم ادبیات مراجعه کرده بودند که الان به کلاسهای جهاد دانشگاهی اختصاص دارد. اما جلسات ما در دانشکده جدید ادبیات برگزار می شود و هیچ شعبه دیگری ندارد پس لطفا در موقع خرید به آرم و نشان لپ لپ توجه فرمایید!!!

ترم قبل من بیشتر درباره یکسری از مکاتب تاثیر گذار صحبت کردم و عمده تمرکزم روی تاریخچه و بررسی مقایسه ای آنها با هنر و ادبیات پست مدرن بود. در واقع بحثهایی بودند که به موضوع  اصلی ما پهلو می زدند و باید گفته می شدند. همچنین درباره خود پست مدرنیسم صحبت کردیم و درنهایت هم خلاصه ای از ادبیات مدرن گفتیم البته باز هم به صورت مقابله ای یعنی جاهایی از ادبیات مدرن را بررسی کردیم که با ادبیات پست مدرن فصل مشترک داشت. ماحصل این مباحث چیزی حدود صد صفحه جزوه و 7-8 تا نوار شد که البته نوارها کیفیت خوبی بعضا ندارند و خط جزوه ها را هم خودم فقط می توانم بخوانم. برای همین اگر خدا لطف کرد و تا عید نوروز کمی سرم خلوت شد تصمیم دارم که مطالب را مرتب کنم و تایپ کنم. این هم یک مژده به کسانی بود که یا ترم قبل نبودند یا ترم قبل بودند و شکایت می کردند که من چرا این قدر سریع صحبت می کنم و به آنها فرصت یادداشت برداشتن نمی دهم. این صد صفحه تایپ کردن هم تنبیه من و مشق نوروزی من تا بعد از این سعی نکنم رکورد تند تند صحبت کردن را بشکنم.

حرف آخر هم قبل از اینکه شعر را بخوانید یک عذر خواهی است از همه کسانیکه من را به وبلاگ های نازنین شان دعوت کرده بودند و من یا دیر رفته بودم یا نرسیده بودم که بروم. حتی ظاهرا این قدر دیر و زود کرده بودم که بعضی ها خیال کرده بودند که من آدم مغروری هستم و عمدا روی کار آنها نظر نمی دهم. به خدا این طوری نیست. من از این زندگی هیچی نمی خواهم غیر از چهار تا چیز: اولا یک شکم سیر، دوما یک تنهایی مطلق، سوما یک کامپیوتر با اینترنت پر سرعت و چهارما یک بسته تمام نشدنی از کاغذ که هی بروم توی دنیای مجازی و هی برگردم و کاغذ سیاه کنم.

یک شعر

نمی خواستم توی این پست، این یکی شعر را بزنم. چون به نظرم کار جالبی نیست که دو تا شعر مونو سابژکتیو را توی دو تا پست متوالی بگذارم ولی به هر حال ...

درباره این شعرهم قبلش فقط باید یک توضیح کوتاه درباره قالب کار بدهم چون مطمئنا به عقل جن هم نمی رسد که قالب این شعر قطعه است و قافیه آن هم کلمه مرد و البته ردیف شعر هم مشغول پوست اندازی. حالا اگر می خواهید دوباره مرا متهم کنید که دارم بر خلاف مرگ مولف عمل می کنم و من حق ندارم بعد از تولید اثر حرف بزنم و من برداشت شما را جهت می دهم و محدود می کنم و از این حرفها، خوب متهم بکنید. من یکی که به مرگ مولف معتقد نیستم. پست مدرنیسم که همه اش همین یک تئوری نیست.

من: سرو ته درون یک توالت، بچه: مشغول شیطنت کردن

زن: دچار عوارض یک قرص، مرد: مشغول پوست اندازی

من: دچار عوارض توالت، بچه: مشغول خوردن یک قرص

زن: سروته درون یک بچه، مرد: مشغول پوست اندازی

من: درون توالت یک قرص، بچه: مشغول خوردن یک زن

زن: گرفتار شیطنت کردن، مرد: مشغول پوست اندازی

من: گرفتار خوردن توالت، بچه: مشغول غول یک سرو ته

زن: به فکر عوارض مشغول، مرد: مشغول پوست اندازی

من: شبیه توالت بچه، بچه: مشغول شیطنت خوردن

زن: به فکر سرو ته یک غول، مرد: مشغول پوست اندازی

من: درون توالت توالت، غول: مشغول پوست اندازی

فکر: مشغول پوست اندازی، مرد: مشغول پوست اندازی

من: درون توالت سروته، مرد: مشغول پوست اندازی

زن: دچار عوارض یک قرص، بچه: مشغول شیطنت کردن...

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۱٢/٧ - محمد حسيني مقدم